
سال ۲۰۲۵ برای ایران سالی است که تضاد میان ملت و حکومت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. جهانیان امروز بیش از گذشته میدانند که میان مردم ایران و حکومت آخوندی فاصلهای به بزرگی تاریخ ایستاده است !! ملتی که از کوروش کبیر و فردوسی و حافظ به ارث برده ،،، اکنون زیر سایه حاکمانی است که هر آنچه از آزادی و کرامت باقی مانده است با سرکوب و ایدئولوژی خشک میپوشانند. این شکاف نه تنها در میدان سیاست بلکه در افکار عمومی جهان نیز تثبیت شده است!!
در نگاه مردم دنیا ایرانیان همچنان حاملان یکی از کهنترین تمدنهای بشری هستند. نام ایران یادآور معماری باشکوه اصفهان ، اشعار پرمغز حافظ و مولانا و اندیشههای عدالتخواهانه کوروش کبیر است. مهاجران ایرانی در اروپا، آمریکا ،استرالیا و حتی دورترین نقاط جهان با پشتکار و استعداد خود احترام جوامع میزبان را جلب کردهاند. آنان در علوم پیشرفته پزشکی،،، هنر،،، فناوری و ورزش نقشآفرینی میکنند و نشان میدهند که ملت ایران حتی در شرایط سخت ظرفیت بازآفرینی و پیشرفت را دارد. این تصویر روشن در واقع ادامه سنت دیرینهای است که در هزارهها شکل گرفته است. همانگونه که کوروش کبیر در قرن ششم پیش از میلاد با منشور حقوق بشرش مفهوم کرامت انسانی را بر امپراتوری خود حاکم کرد امروز نیز بسیاری از ایرانیان با رفتار و اندیشههای خود جهان را به یاد آن آرمانها میاندازند.
اما چهرهای که حکومت آخوندی به جهان نشان میدهد در تضاد کامل با این میراث تاریخی است. جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ بیش از پیش با تصاویر ترورمخالفان …اعدام معترضان ،،، بازداشت روزنامهنگاران ،،، سرکوب زنان بیحجاب و صدور بحران به کشورهای همسایه شناخته میشود. در رسانههای آزاد جهان این حکومت نه به عنوان نماینده ملت ایران بلکه به عنوان نمونهای از یک نظام ایدئولوژیک واپسگرا معرفی میشود که از فناوری و منابع کشور نه برای رفاه مردم بلکه برای بقای خود بهره میگیرد. رفتارهای جمهوری اسلامی در بسیاری از تحلیلهای بینالمللی با رژیمهای استبدادی قرن بیستم مقایسه میشود. همان حکومتهایی که خیال میکردند با بستن دهانها، سانسور رسانهها و تهدید مخالفان میتوانند تاریخ را متوقف کنند اما نهایتاً با موج آگاهی ملتها فروپاشیدند !!!
این فاصله میان ملت و حکومت پدیده تازهای در جهان نیست !!! تاریخ معاصر نمونههای روشنی دارد که در آن ملتها از حاکمان خود جدا شده و در نهایت مسیر تازهای برای آینده برگزیدهاند. یکی از نمونههای نزدیک به زمان ما فروپاشی بلوک شرق در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ است. در آن سالها ملتهایی که در هنر ، علم و فرهنگ جهانیان را تحت تاثیر قرار میدادند زیر سلطه رژیمهایی بودند که تنها با زور بر سر کار مانده بودند. هنگامی که فرصت فراهم شد این ملتها بدون فروپاشیدن هویت و فرهنگشان از بند ایدئولوژیهای پوسیده رها شدند !! ایران امروز نیز در چنین نقطهای ایستاده است. ملتی که فرهنگش قویتر از ایدئولوژی حاکمان است و دیر یا زود مسیر خود را از قدرتطلبان جدا خواهد کرد…. برای جهانیان فهم این تفاوت نه فقط یک موضوع اخلاقی بلکه یک ضرورت سیاسی است. جامعه جهانی باید بداند که سرمایه واقعی ایران مردمش هستند نه نظامی که آنان را سرکوب میکند!!!! نادیده گرفتن این تمایز به معنای کمک ناخواسته به مشروعیت بخشیدن به حکومتی است که سالهاست به نمایندگی از مردم ایران سخن میگوید اما در عمل آنان را به حاشیه رانده است. مردم ایران و حکومت ایران دو چهره کاملاً متفاوت از یک سرزمین واحدند !!! اولی در دل تاریخ جای دارد و با هر نسل بازآفرینی میشود. دومی سایهای گذراست که دیر یا زود کنار خواهد رفت……جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به حمایت از ملتهایی نیاز دارد که برای آزادی و کرامت میجنگند. ملت ایران وارثان کوروش و حافظ منشور حقوق بشر کوروش کبیر است و آینده ایران جایی خواهد بود که مردمش بایستند نه جایی که حاکمانش سنگر گرفتهاند!!!
نویسنده: دکتر بهزاد معصومی
Leave a Reply