از زمانی که خمینی تئوری دین سیاسی را در کتاب خود بنام “جهاد اکبر و ولایت فقیه” مطرح کرد، سالها میگذارد. در آن زمان روحانیون بسیاری، نه آنکه آنها “مترقی” یا “تفکر مدرنی” داشتند، به اعتراض به این طرز فکر قلم و سخن رانی کردند. انها بخوبی میدانستند وقتی روحانیان به سمت سیاستمداران برسند، نشان خواهند داد که توانایی مدیریت کشور را ندارند و این جایگاه “بزرگ منشی” آنها به عنوان “روحانی” را در جامعه از دست خواهند داد.
در جمهوری اسلامی که قانون “شریعت” جای گزینه قوانین “مدرن مدنی” شده است، بخوبی ثابت کرد که این قوانین از خود درآورده شده، قادر به پاسخگویی مشکلات، مسائل و سیاستگذار و برنامه ریزی بلند مدت نیست. در مقابل نخسان و بی برنامه کارهای نظام، مدیریت دین محور ان، شروع به “اسلامی کردن” بیشتر امور روزمره زندگی مردم کرد و با سرکوب خواسته های بحق مردم، مثل کار، مسکن، آموزش، بهداشت و درمان، و اعتراض آنها به اختلاسها نجومی، فسادهای لجم گسیخته اجتماعی و اداری، فقر روز افزون، اعتیاد، کودک ازاری، از هم پاشیدگی خانوادگی و خیلی بیشتر از اینها، ناتوانتر از همیشه مانده است. اکنون رهبرجمهوری اسلامی به این مهم رسید که آنچه روحانیون و مراجع همچون آیت الله بروجردی، شریعتمداری، شمس آبادی و … میگفتند، درستی انها بخوبی آشکار شده است.
خامنه ای اخيراً با صراحت کامل میگوید که این نظام بر اساس تئوری خمینی- ولایت مطلقه فقیه- ساخته شده در حال فروپاشی است. و تنها راه نجات این تئوری مردود شده را در پیوند زدن آن با دین مردم میبیند! به گمان او اگر این نظام سقوط کند، که در سقوط آن شکی نیست، دین مردم هم همراه با نظام نابود خواهد شد. این تلاش خامنهای داستان مورچه ای که آب میبرد را تداعی میکند.
گویند؛ ” مورچه ای در آب باریکی بیفتاد و با خود میبرد، او فریاد برآورد که مردم دنیا را آب میبرد! کسی فریاد برآورد که آب تو را میبرد، نه دنیا را! مورچه در پاسخ گفت، اگر مرا ببرد انگار دنیا را آب میبرد”.
این مثال تشبیه کنند حال خامنهای و نظامش است. حال این ما هستیم که باید فریاد بر آوریم که تو را بی آبروئی فسادهایت نابودخواهدكرد و مردم ، باورها و اعتقادهایشان خواهد ماند، اما نظام سیاسی شما و همراهان شما که تا گردن در ظلم غوطهور هستید، باقی نخواهید ماند.
Leave a Reply