پاشنه آشیل تهران؛ نه هرمز، نه شعار، بلکه اقتصاد و جامعه‌ای که دیگر تاب نمی‌آورد

گزارش تازهٔ رویترز به قلم پریسا حافظی را اگر با دقت بخوانیم، روشن می‌شود که مسئله فقط یک جمع‌بندی خبری از جنگ نیست؛ این گزارش در اصل دارد مهم‌ترین ضعف ساختاری جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد: اقتصادی که دیگر توانِ پوشاندن شکست‌های سیاسی و نظامی را ندارد. رویترز صریح می‌نویسد که مقام‌های ایرانی از جهش قیمت‌ها، بیکاری، تخریب زیرساخت‌ها، اختلال تجارت و بازگشت نارضایتی‌های خیابانی بیم دارند، و حتی برخی منابع نزدیک به حاکمیت، اقتصاد را «پاشنه آشیل» تهران توصیف کرده‌اند.اهمیت این گزارش در آن است که برخلاف هیاهوی تبلیغاتی جمهوری اسلامی، می‌گوید خطر اصلی برای رژیم فقط بمباران یا فشار خارجی نیست؛ مرحله پس از جنگ است. زمانی که دیگر نمی‌توان همه‌چیز را زیر عنوان «شرایط ویژه» پنهان کرد. وقتی کارخانه خوابیده، حمل‌ونقل آسیب دیده، قیمت‌ها بالا رفته، کسب‌وکارها بلاتکلیف مانده‌اند و دولت حتی درباره توان پرداخت حقوق زیر فشار است، دیگر «پیروزی راهبردی» نان روی سفره مردم نمی‌گذارد. این همان نقطه‌ای‌ست که همیشه جمهوری اسلامی از آن می‌ترسد:
نه موشک دشمن، بلکه خشم جامعه‌ای که می‌بیند همهٔ ماجراجویی‌های ایدئولوژیک، آخرش از جیب او پرداخت شده است.نه فقط تحریم، بلکه این واقعیت که ساختار اقتصادی کشور چنان فرسوده و غارت‌شده است که هر تکانهٔ بزرگ، آن را از «بحران» به «ناتوانی در اداره» می‌برد. رویترز حتی از برآورد کوچک‌شدن حدود ۱۰ درصدی اقتصاد و افزایش شدید قیمت برخی کالاها پس از جنگ حرف می‌زند؛ یعنی ما با یک زخم سطحی روبه‌رو نیستیم، بلکه با ضربه‌ای روبه‌روایم که می‌تواند به بحران اجتماعی تازه منجر شود. اما گزارش یک لایهٔ دیگر هم دارد که نباید از آن غافل شد. رویترز در همان حال که جمهوری اسلامی را از درون فرسوده و نگران نشان می‌دهد، برای آن هنوز وزن اخلال‌گر ژئوپلیتیک قائل است؛ به‌ویژه از زاویهٔ هرمز و توان برهم‌زدن معادلات منطقه‌ای. یعنی روایت غربی این نیست که تهران «تمام شد»، بلکه این است که تهران از درون ضعیف، اما هنوز از بیرون مزاحم و خطرساز است. این همان قاب‌بندی کلاسیک رسانه‌های بین‌المللی است: نه فروپاشی فوری، نه عادی‌سازی کامل؛ بلکه یک رژیم زخم‌خورده که هنوز می‌تواند هزینه‌تراشی کند. در نتیجه، باید متن پریسا حافظی را این‌گونه خواند: او فقط از گرانی و خرابی نمی‌گوید؛ دارد می‌گوید جمهوری اسلامی ممکن است از ضربهٔ نظامی جان سالم به در ببرد، اما از اقتصادِ شکسته و جامعهٔ خشمگین به این سادگی عبور نمی‌کند و این، برای هر ناظر سیاسیِ جدی، مهم‌ترین جملهٔ ماجراست. مسئله این نیست که رژیم امروز چه نامی بر آتش‌بس یا جنگ بگذارد، مسئله این است که وقتی دخل و خرج کشور از هم پاشیده، صنعت فرسوده، تجارت مختل، سفره مردم کوچک و اعتماد عمومی تباه شده، دیگر نه بیت می‌تواند با روایت کشور را اداره کند، نه سپاه با رجزخوانی. خلاصهٔ سیاسی گزارش این است:پاشنه آشیل تهران نه آمریکا است، نه اسرائیل، نه حتی فقط تنگه هرمز؛ پاشنه آشیل تهران، اقتصادی‌ست که دیگر توان حمل بار ایدئولوژی، فساد، جنگ و دروغ را ندارد.

نویسنده : اروند

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*