سایه های صلح و توفان پنهان

در اوریل ۲۰۲۶ تصمیم پرزیدنت دونالد ترامپ برای تمدید نامحدود اتش بس با جمهوری اسلامی در حالی اتخاذ شد که جنگی فرسایشی و پیچیده میان دو طرف در جریان است.این تصمیم بر اساس گزارش ها با هدف خرید زمان برای مذاکرات و به دلیل شکاف های داخلی در ساختار قدرت ایران انجام شده است، اما از منظر هر فرمانده نظامی و تحلیلگر امنیتی این تصمیم نه تنها یک فرصت سوزی بزرگ است بلکه میتواند به تثبیت مجدد یک ساختار بی ثبات و تهدید افرین منجر شود!
گزارش ها نشان میدهد که حتی تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند جمهوری اسلامی از این اتش بس برای خرید زمان استفاده میکند. در دکترین های کلاسیک نظامی وقتی دشمن ساختار نامتمرکز مانند سپاه و نیروهای نیابتی دارد توان جنگ نامتقارن دارد و سابقه طولانی در جنگ فرسایشی دارد هرگونه توقف عملیات بدون اعمال فشار نهایی به معنای بازسازی توان رزمی دشمن است . طبق تحلیل ها جمهوری اسلامی در طول دهه ها خود را برای جنگ نامتقارن اماده کرده است . شبکه های نیابتی مانند حوثی ها و سایر گروه ها را فعال نگه داشته و حتی در شرایط ضعف قادر به ایجاد اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی است .در نتیجه اتش بس در این شرایط نه صلح بلکه بازسازی میدان نبرد برای دشمن است.
ایالات متحده همزمان نیروهای گسترده به منطقه اعزام کرده زیرساخت های نظامی ایران را هدف قرار داده و حتی به سطحی از برتری تاکتیکی رسیده است اما در لحظه ای که باید فشار به نتیجه تبدیل شود تصمیم به توقف گرفته شده است این دقیقاً همان خطایی است که در بسیاری از جنگ ها رخ داده فشار نظامی بدون بهره برداری سیاسی برابر است با بازگشت دشمن طبق گزارش ها جمهوری اسلامی هنوز شروط خود را تحمیل میکند مانند رفع تحریم ها و حتی از مذاکره تحت فشار خودداری میکند در نتیجه ایالات متحده در حال از دست دادن ابتکار عمل راهبردی است.
از دید امنیت بین الملل ،جمهوری اسلامی طی دهه ها از گروه های نیابتی در منطقه حمایت کرده از بحران های خارجی برای کنترل داخلی استفاده کرده و در شرایط فشار انسجام داخلی ایجاد کرده است !! حتی تحلیل ها هشدار میدهند که حمله خارجی میتواند مخالفان داخلی را حول حکومت متحد کند . اما نکته مهم تر این است که اتش بس طولانی مدت نیز میتواند همین اثر را داشته باشد با این تفاوت که حکومت فرصت بازسازی امنیتی پیدا میکند و سرکوب داخلی را تشدید میکند و شبکه های خود را بازسازی میکند.
در ژانویه ۲۰۲۶ حتی خود ترامپ از مردم ایران خواسته بود علیه حکومت اقدام کنند اما در عمل تمرکز سیاست امریکا بر مذاکره با حاکمیت باقی مانده و نه بر حمایت ساختاری از جامعه مدنی ! در حالی که تجربه تاریخی نشان میدهد تغییرات پایدار در چنین نظام هایی از داخل شکل میگیرد و نه از طریق توافق با ساختار قدرت در نتیجه نادیده گرفتن مردم و تمرکز بر حکومت برابر است با تقویت همان ساختاری که هدف مهار ان است و این یک خطای بینهایت بزرگ و خطرناک برای امنیت و ثبات صلح در منطقه و جهان خواهد بود و ما را به استانه جنگ سوم نزدیک میکند !!!
ادامه جنگ در این شرایط میبایست سه هدف کلیدی داشته باشد : قطع خطوط لجستیکی و نابودی توان فرماندهی و بستن مسیرهای بازسازی. اما در شرایط فعلی هنوز شبکه های نیابتی فعال اند مسیرهای مالی و سیاسی کاملاً بسته نشده و مذاکرات به حکومت فرصت تنفس داده است .در نتیجه اتش بس بدون خفه سازی کامل سیستم به معنای بقای تهدید است!
از منظر نظامی استراتژیک تصمیم به ادامه اتش بس ممکن است در کوتاه مدت از تشدید جنگ جلوگیری کند اما در بلندمدت سه پیامد خطرناک دارد : بازسازی توان دشمن ، از دست رفتن برتری عملیاتی و تداوم یک ساختار بی ثبات و بحران زا به اسم جمهوری اسلامی و من میگویم حکومت سپاه !
اگر هدف واقعی مهار تهدید پایان بی ثباتی منطقه و ایجاد تغییر پایدار باشد سیاست موثر باید شامل بستن کامل مسیرهای مالی و عملیاتی حکومت ، جلوگیری از بازسازی شبکه های نیابتی و انتقال تمرکز از حکومت به مردم باشد . در غیر این صورت اتش بس نه پایان بحران بلکه اغاز مرحله ای جدید از همان چرخه بی ثباتی خواهد بود.

نویسنده: دکتر بهزاد معصومی

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*