من به آینده ایران باور دارم؛ به ایرانی که در آن هیچ جوانی به خاطر بیان عقیده، اعتراض یا خواست آزادی، جان خود را از دست ندهد و هیچ خانوادهای نگران بازگشت فرزندش از یک اعتراض خیابانی نباشد.
سالهاست که بخش بزرگی از مردم ایران با محدودیتهای سیاسی و اجتماعی، سرکوب اعتراضات، نقض آزادیهای اساسی و مجازاتهای سنگین روبهرو هستند. از نگاه من، ادامه این وضعیت نمیتواند پاسخگوی خواستههای نسلی باشد که آزادی، کرامت انسانی و آیندهای بهتر میخواهد.
اما مخالفت با جمهوری اسلامی، بهتنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد این است که برای فردای ایران نیز تصویری روشن داشته باشیم. گذار از حکومت فعلی باید به سوی نظامی باشد که در آن قدرت از مردم سرچشمه بگیرد، قانون بر همه یکسان حاکم باشد و هیچ فرد، گروه یا ایدئولوژی نتواند خود را بالاتر از رأی مردم قرار دهد.
من خواهان ایرانی هستم که در آن:
آزادی بیان، اندیشه، مطبوعات و تجمعات مسالمتآمیز محترم باشد.
هیچ شهروندی به دلیل عقیده، جنسیت، قومیت، مذهب یا بیمذهبی از حقوق خود محروم نشود.
مجازات اعدام و شکنجه و هرگونه رفتار غیرانسانی جایگاهی در نظام آینده نداشته باشد.
نیروهای نظامی و امنیتی در خدمت مردم و قانون باشند، نه یک جریان سیاسی.
استقلال قوه قضائیه تضمین شود و هیچکس بالاتر از قانون نباشد.
زنان و مردان از حقوق برابر برخوردار باشند.
ایرانیان داخل و خارج از کشور بتوانند بدون ترس در ساختن آینده کشورشان مشارکت کنند.
شکل حکومت آینده، از جمله جمهوری یا هر ساختار دیگری، نه از طریق تحمیل گروههای سیاسی، بلکه با رأی آزاد و واقعی مردم ایران تعیین شود.
من معتقدم اپوزیسیون نیز باید بیش از آنکه بر اختلافات شخصی و سیاسی تمرکز کند، بر اصول مشترک تمرکز داشته باشد: آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، تمامیت ارضی ایران و احترام به انتخاب مردم.
ایران متعلق به همه ایرانیان است؛ نه به یک حزب، نه به یک رهبر، نه به یک مذهب و نه به یک گروه سیاسی.
آرزوی من این است که روزی ایرانیان بتوانند بدون ترس و بدون اجبار، پای صندوق رأی بروند و خودشان درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند. آن روز، آغاز ساختن ایرانی خواهد بود که شایسته مردم آن است.
برای ایران، برای آزادی، برای کرامت انسان و برای آیندهای که در آن هیچ مادری به خاطر عقیده یا اعتراض فرزندش داغدار نشود.
نویسنده: محمدمدنبون
Leave a Reply