این روزها شاید خبرها و تحولات سیاسی، در دل بسیاری از ما احساس نگرانی، ناامیدی یا حتی فراموششدگی ایجاد کرده باشد. شاید برخی بپرسند که پس از این همه فریاد، این همه ایستادگی و این همه هزینه، جای صدای مردم ایران در تصمیمهایی که برای آینده کشور گرفته میشود کجاست؟ اما تاریخ ایران بارها به ما آموخته است که هیچ صدای حقیقی و هیچ خواست مردمی با سکوت و بیتوجهی از میان نمیرود. آنچه ملتها را به مقصد میرساند، نه یک توافق و نه یک رویداد سیاسی، بلکه پایداری، همبستگی و ایمان به راهی است که برگزیدهاند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که دست در دست یکدیگر، اتحاد خود را حفظ کنیم. اجازه ندهیم خستگی و ناامیدی میان ما فاصله بیندازد. هر گردهمایی، هر حضور، هر پرچم برافراشته و هر صدای حقطلبانه، چراغی است که امید را زنده نگه میدارد. ما وارثان سرزمینی هستیم که قرنها در برابر سختیها ایستاده است. هیچ زمستانی ماندگار نیست و هیچ شب تاریکی تا ابد ادامه نمییابد. پس با امید، با احترام به یکدیگر و با حفظ انسجام و همدلی، این مسیر را ادامه دهیم. هر یک از ما مسئول رساندن شعله امید به دیگری هستیم. اگر دل یک نفر خسته شد، دیگری دست او را بگیرد؛ اگر صدای یک نفر لرزید، صدها صدا در کنارش بلند شود.
راههای بزرگ با گامهای استوار ساخته میشوند و آینده را کسانی رقم میزنند که در دشوارترین روزها نیز از باور خود دست نمیکشند. همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیدهاند.
گر مرد رهی، میان خون باید رفت
از پای فتاده، سرنگون باید رفت
نویسنده : محمد مدنیون
Leave a Reply